سلام
کتاب صوتی "دروغگویی روی مبل" بلاخره تمام شد.
کلی چیز یاد گرفتم نه همه از خود کتاب (شاید بعدها درباره این داستان جناب اروین یالوم بنویسم ولی الان درباره حواشی میگویم) مهمترینش این بود که:
میتوانم سرعت شنیدن را بالا ببرم (برای این کتاب! سرعت شنیداری مناسبِ من، ۶ برابر معمول بید. حیف تقریبا در یک سوم انتهایی کتاب، این کشف! را کردم. ۷۰درصد را شنیده و تحمل کرده بودم ها)
خب منِ اهلِ مطالعه، قبل از این ویروس کوفتی! کتاب دست میگرفتم و از خواندن لذت میبردم.
در این دوسال، کتابخانه ها تعطیل شدند و شاید ده یازده کتاب خریده باشمآن هم اینترنتی و دریافت از طریق پست
و بیشتر ناچار به مطالعه الکترونیکی شدم. طاقچه و کمی فیدیبو. (با یک حساب کتاب ساده ،میشود فهمید که چه قدر به نفع ماست استفاده از کتابهای الکترونیکی به جای کتاب کاغذی بویژه برای من که قبلتر اغلب نیازم را از کتابخانهها فقط با پرداخت حق عضویت سالانه! تامین میکردم)
کتاب کاغذی - کتاب الکترونیکی- کتاب صوتی
اما این کتابهای صوتی و امان از این کتابهای صوتی
قبلتر پادکست شنیده بودم بسیار لذتبخش بود برایم. ولی کتاب صوتی.
در این مدت، نُه کتاب صوتی رو دانلود کردم. منتهی علاوه بر این دروغگویی... فقط چهار کتاب را کامل شنیدم و سایر رو رها کردم.
جز این آخری که رمان بود آن چهارتا! مجموعه داستان یا داستان کوتاه بودند مثل سه تارِ جلال آل احمد (شامل سیزده داستان کوتاه).
و الان به ضرس قاطع، میگویم کتاب صوتی را دوست ندارم.
جدا از سرعت پایین خواندن، که بس آزاردهنده است، اصلا دوست ندارم صدای زنگ تلفن یا صدای قدم زدن یا همهمه حضار رو بشنوم. سالهاست تصویرسازی خودم را داشتم. کتاب میخواندم و خودم صحنه فرار یا موقعیت عاشقانه حتی مزه و بو غذاها را تصور میکردم.
مورد دیگر توضیحاتی است که نویسنده برای بعضی واژهها ارائه میدهد که در کتاب صوتی نیست
(در کتابِ کاغذی، اغلب پایین همان صفحه و در نوع الکترونیکی با کلیک روی همان واژه) . منتهی کتاب صوتی این مزیت را ندارد مثلا من بارها واژه شرینک-شرینگ یا چی رو شنیدم و هنوز نمیدانم معنایش چیست. احتمالا عنوانی برای مشاور یا درمانگر است ولی مطمئن نیستم
به هرحال تجربهای شد تا فعلا سراغ کتاب صوتی نروم.
* نقل قولی از همینگوی (منظور از کرونا، ماشین تحریر مارک کرونا ست)
و اینم کارنامه مطالعه همطاف _ مرداد ماه در طاقچه