خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد
آخرین مطالب

سلام

تابستان سیزده


بودن، یا نبودن مسئله این است آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم،

و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟

بمیریم، به خواب رویم و دیگر هیچ.

و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.

این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.

مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن…

دیشب فیلم هملت رو تماشا کردم

 جالب بود بسی!؟

اگر فقط می‌شنیدی بدون دیدن،  تصاویر همان نمایشنامه در ذهنت شکل می‌گرفت همان جملات با همان شیوه ادبیات شکسپیر و

اگر بدون صدا تماشا می‌کردی اصلا گمان نمی‌بردی هملت تماشا می‌کنی! داستان اینبار در سال 2000 بازگو می‌شود... شهر و برج و بنز و ...

و

هیجان فیلم، دیدن بازیگران امروزی با گویش زمان شکسپیر - چهارقرن پیش!- است.

این صحنه، رویارویی روح پدر هملت است که راز مرگ خویش بدست برادرش را فاش می کند.

.

جالبتر اینکه فاکس و دریافت پیامها در فیلم امروزی، همان کار پیک و نامه در زمان اصلی را پیش می‌برد.

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۲۷
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان یازده


آخرهفته، نیت کردیم برویم زیارت اهل قبور

رفتیم و رفتیم به خروجی آنسو نزدیک شده بودیم که

با علامت سربازی ناچار به توقف شدیم. خواهرزاده راننده بود. یک لحظه هر سه - گرامی والدین و من- پرسیدیم مدارکت کامله؟ بیمه و سایر؟ سری تکان داد و پیاده شد. من و گرامی‌مادر عقب نشسته بودیم. سر برگرداندم ببینیم چه می شود.

 سرباز مدارکش را چک کرد و فرستادش سمت ساختمان پلیس راه. تقریبا پس از 5-6 دقیقه سرو کله خواهرزاده پیدا شد با یک برگه جریمه 60 هزارتومانی در دست

قبل از سوار شدن رفت سراغ سرباز و چیزی گفت و ... تا برگشت دوباره هرسه پرسیدیم چی شده بود؟

علت جریمه : نبستن کمربند ایمنی سرنشینان عقب!

حالا ماشین پراید خواهرزاده اصلا کمربند صندلی عقب نداشته!

گفته های سرباز جالبتر است...گویا تکلیف کرده‌اند 30 تا ماشین را متوقف نماید وگرنه دوساعت مرخصی آن روز را از دست خواهد داد و اضافه خدمت هم خواهد داشت؟!

گفته شده بیان تجربه‌ها به خردمندشدن عقل جمعی! کمک می‌کند. ما گفتیم شما بشنوید و

نخست: خودرویی ابتیاع نمایید که کمربندایمنی صندلی عقب هم داشته باشد

بعد: حتما کمربند ببندید جلو و عقب. بویژه در مسیرهای خروجی شهر

آخر: اگر هم فعلا آن ماشین را دارا نیستید، لاین دور به سربازهای کشیک را انتخاب نمایید برای عبور از پلیس راه‌ها (احتیاط واجب)

 


اضافه نوشت:

خداییش صله ارحام! هزینه‌بر شده... حالا فرقی ندارد دیدن زنده‌ها بروی یا اموات! (راستی یکی در بهشت‌رضا بستنی خیرات می‌کرد.بَه بَه.. خوشمان آمد بسی.

قبلا قاچ هندوانه هم رسیده بود. خنک و مفید. برای شادی روح اموات صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۸
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان ده

دو تا فیلم روحی دیدم

1- روح و خانم میور – یک اثر اقتباسی ساخت1947- 70 سال قبل! ( که در سال 1387 با مدیریت مرضیه صفی‌خانی دوبله شد)

2- درست مثل بهشت – ساخت 2005

از تماشای هر دو هم لذت بردم بسی

و

دلم خواست مشاوراملاک! شوم. به نظرم نشان دادن ملک و آپارتمان و خانه به مشتری‌ها، هیجان‌انگیز است.

در هر دو فیلم، مشاورین املاک اصرار داشتن موارد دیگری رو اجاره دهند و مشتری اصلی! دلش همان مسکنی را می خواست که متعلق به روح بود.

و در هر دو ماجرا ختم به خیر شد. رابطه پر از تفاهم! بین روح و ساکن سمج

و اما مشاور املاک...

 سالها قبل در بواردانشجو- مشهد پی آپارتمان مناسب می‌گشتم که متوجه یک بنگاه املاک و مسکن شدم که زنانه بود!

همگی خانم بودند ها... (خوو اغلب بنگاه‌دارها مرد هستند). البته بعضی از این مشاورین اینترنتی و تلفنی و فروشگاهی! چند کارمند خانم هم دارند، منتهی آن بنگاه کوچک هم صاحب‌امتیازش (مجوزدار) خانم بود هم مشاورین مِلک نما(افرادی که موارد مناسب را نشانت می‌دهند) ولی مورد مناسبی برای من نداشتند.

.

نظرتان درباره شغل آینده من چیست؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۳۵
همطاف یلنیـــز

سلام

یک سوال

محله سابقمان در مشهد نزدیک پارک ملت بود و من سالها بارها و بارها وقت غروب و صبح هنگام دسته‌های بزرگ کلاغ را در آسمان می‌دیدم که از سمت پارک بر می‌گشتند یا به سمت پارک می‌رفتند.

الان می‌دانم که کلاغها همه چیز خوار هستند و تقریبا دغدغه‌ای برای غذا ندارند فقط این سوال برایم ماند که از کجا می آمدند؟ یا شب به کجا بر می گشتند؟!

شما درباره کلاغ چه می دانید؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۲۵
همطاف یلنیـــز

سلام

گاهی اوقات خودم را در لحظه ای از زمان جا می گذارم.


آدمهای افتاده مواظبند که لگدمال نشوند

وقتی از مرحله پرت شدم،سرم اسیب دید.

آدمخوارها،عاشق آدمهای باتجربه پخته هستند.

وقتی دلم می گیرد به این سادگیها ول نمی کند.

ویـزای مسافرت به دلها مهربانی است.

خوب بودن از مهم بودن مهمتر است.




کاریکلماتور: سهراب گل هاشم


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۰
همطاف یلنیـــز