آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

یه هدیه برای امروز ^_^

 سلام

تابستان هشت

.

نخست:

از شروع آشنایی ات بگو؟ چطور آشنا شدی؟ یعنی چی شد؟ علتش چی بود و ...

_ شروع شروعش که همین اواخر دو سه سال پیش. ولی بصورت جدی و اینکه توجه‌ام رو جلب کنه امسال. سال نود و نه

اینکه چی شد و چطوری! خُب کرونا و تعطیلی کتابخانه علتش بید (البته زغال مرغوب هم بی تاثیر نبود = موبایل جدید)

 طاقچه رو نصب کردم (هرچند با غرولند!) و لذت‌بردن، شروع شد. خداییش سرعتِ خواندنِ کتابِ الکترونیکم بد نیست. بااینکه عادت به دست گرفتن کتاب چاپ شده و ورق زدن کاغذهایش داشتم همین تابستان، که امروز آخرین جمعه‌اش را می گذرانیم بیش از دوازده کتاب الکترونیک خواندم. اغلب رمان و زندگینامه، سه چهار تایی هم موارد خودمراقبتی و خودیاری و کلی هم داستان کوتاه جذاب.

بعد: 

این پست آقای صفایی نژاد رو خواندید؟ هدیه می‌دهند برای وبلاگ‌نویس‌ها ها. به مناسبت امروز - روز جهانی کتاب الکترونیک. والاwink

جزییات دریافت هدیه همانجا

 

 

پ ن :  دیدید برای مصاحبه از شروع وبلاگنویسی یا اولین کتاب! یا روز اول مدرسه می پرسند؟ خب منم گفتم با طرح آن سوال نخست! مثلا کشش ایجاد کنم برای تشویق شمایان به دریافت هدیه الکترونیکی و شرکت در مسابقهdevil

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
همطاف یلنیـــز

اندر مواردی که نمی دانیم!؟

 

 

سلام

تابستان هفت

.

ناراحت و عصبانی نوشته بود که "قیمت پودل کراس مینیاتوری یه هفته ای سه تومن! گرون شده"

هیچ تَصوّری از پودل نداشتم

رفتم ببینم این پودل کراس چی هست که الان 8 میلیونه و هفته قبل 5 میلیون بیدsurprise

که دیدم

اینهwink

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
همطاف یلنیـــز

مزه تابستان! یا تکرار وقایع؟

 سلام

تابستان چهار

 

نخست: صفحات مجازی

تقویم رومیزی 1399 مدل فلان، سینه مرغ بی استخوان فلان، کتاب خودت را به فنا نده، صابون زیبایی زرد فلان... frownرد می شوم

تکرار تاریخ از دنیاگیری! آنفلونزای 1918 تا کرونای 2019 . عکسهای ماسک زده مردمان! گورستان های پرشده از مردگان، پوسترهای هشدار...surprise

رد می شوم

نرم افزار پرتو ویژه بانوان... نصبش می کنم، به نظرم جالب بید.wink

 

بعد: یا شانس و اقبال 

هرروز! گردونه طاقچه رو می‌چرخانم بیشتر دنبال 100% و چندهزار تومان پول نقد هستم

هرروز در ایرانسل من، گوشی را تکان می‌دهم تا ببینم جایزه امروز چیست، تماشای فیلم کمدی و اکشن و تخفیف خرید فلان چیز! نه. فقط حجم رایگان اینترنت می‌خواهم

 

آخر: تابستان خود را چگونه گذراندید؟

روزهای گرم کشدااار عسلی! را سپری می کنم. اما عجیب بی‌برنامگی! کلافه کننده است. به نظر کلافگی در سرما قابل تحملتر است ها! البته بارها و بارها چله تابستان را از سر گذراندیم احتمالا از این یکی هم سر سلامت به در خواهیم برد.

بروم کمی بالا پایین بپرم، عقل سالم در بدن سالم است و ورزش، کمک کننده است در سلامت. شما هم دستانتان را بیاورید جلو حالا ببرید بالای سر دوباره پایین و بالا. چند بار هم شانه را بیاندازید بالا حالا پایین، بالا...پایین. آفرینsmiley(گفته شده هر بار 5تا15 مرتبه تکرار شود کافیست)

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
همطاف یلنیـــز

آگهی بازرگانی ^_^

 تابستان دو

سلام

 

یه جا خواندم ( همیشه لازم نیست تجربه‌های تازه داشته باشی، خیلی وقتها باید بدونی چی حالت رو خوب میکنه و همون رو تکرار کنی)

خب برای من علاوه بر خواندن، نوشتن در اینجا! حال‌خوب‌کن بوده. سلام

تا حالا تجربه حجامت داشتید؟ خب یه جای دیگری خواندم که: نوشتن نوعی درمان است (خوددرمانی). نوعی حجامت روحی است تا خون‌های زاید روزمرگی را از تن‌ِمان بیرون بکشیم. 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
همطاف یلنیـــز

آگهی ترحیم یا THE LAST WORD

سلام

بهار هشت

 

هفته پیش فیلم زیبای آگهی ترحیم رو تماشا کردم. خوشم آمد. دیر روشن کرده بودم یه ده دقیقه‌ای از زمان پخش! گذشته بود. امروز فراغتی دست داد رفتم تلوبیون تا از ابتدا ببینم.

خوب شد که اولش رو ندیده بودم! ده دقیقه ابتدایی،چندان جالب یا تشویق کننده برای ادامه دیدن نیست خوو

هریت، تاجری بازنشسته است. تاجری موفق ولی نه چندان محبوب. چطور متوجه می‌شود که مدت کمی از عمرش باقی مانده؟ بماند!

بااینحال، روزنامه‌نگار جوانی را استخدام می‌کند تا برایش آگهی ترحیم بنویسد. (همان خبر مرگ در روزنامه با درج چکیده زندگی‌نامه متوفی) هریت می‌خواهد چیزهای دلخواهش نوشته شود، اما...

 

 

به شدت حسودی‌ام شد. زندگی پر از تلاش رضایت ثروت

شایدم تلاش ثروت رضایت

زنِ مسنِ این فیلم برای من، شبیه داستان "مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است" بود.

مادربزرگ 77ساله داستان هم، زنی بوده ماجراجو و مبارز که در آن دوره موفق به گذراندن دوره پزشکی شد و بعدها شد یک جراح موفق و مشهور. منتهی روایت داستان چیز دیگری است.

به مادربزرگ آن داستان هم حسودی‌ام شد.

همین

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
همطاف یلنیـــز