خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد
آخرین مطالب

سلام

تابستان هجده

نخست: مسابقه هفته را یادتان هست؟ از کی بپرسم؟

مرحوم نوذری اجرا می کرد! بیست سال پیش، آخر هفته‌ها پخش می‌شد.

بتازگی، مسابقه «برنده باش» هم آخر هفته‌ها پخش می‌شود با اجرای محمدرضا گلزار. ( ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه سه سیما )

هفته قبل تماشا کردم و خوشم آمد.

شرایط شرکت در مسابقه برنده باش+ توضیحات کامل

 

 

بعد:

صبری خانم همسایه، رفت سفر.

بلیط قطار را نشانم داد تا بگوید نسبت به سفر قبلی گران شده! که وَفهمیدم بَه‌بَه

بلیط قطار مجلل زندگی را ابتیاع نمودند. (کمی کمتر از سیصد هزار تومان) و سفر قبلی‌ همین مرداد یک ماه پیش بوده ها

قبلی بدون شام (که توضیح داد شام را جداگانه خریده 20 هزار تومان) و امـــروزی با شام (باقالی‌پلو با گوشت که گفت باقالی دوست ندارد.)

ما سوار این نوع قطار نشدیم.

البته برای راحتی گرامی‌والدین و خودم کوپه دربست می‌گرفتیم چهار تخته. دو سرویس بهداشتی در هر واگن  داشت با  تهویه مطبوع و سیستم‌ صوتی و تصویری و پذیرایی عصرانه. برای یک شب مناسب بود. همگی هم  زیر صدهزارتومان. والا. (مثلا فروردین امسال هزینه بلیط چهار نفرمان شد 280هزار فقط)

صبری خانم هفتادساله است و تنها، در واحد کناری من زندگی می‌کند. ماجراهای من و صبری خانم بیشتر از اینهاست. شاید بعدها باز هم نوشتم.

فقط الان احساس می‌کنم آن حسود درونم ناجور به تکاپو افتاده است. به گمانم لازم است در مسابقه برنده باش، شرکت کنم تا چند میلیونی ببرم و بروم بلیط قطار زندگی را بخرم

 

 تو را ای آرزو، گر چه محالی دوستت دارم

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۴۰
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان شانزده

صبح

 ظهر

 عصر

 

سه عکس بالا را، در سه زمان، حوالی شش صبح-دوازده ظهر و شش عصر! گرفتم.

گوشه پایینی توری پنجره را  موقتا باز کرده و با موبایل

دقت کردم! با زاویه یکسان در سه زمان ذکرشده، ثبت کنم

خُب به نظر شما، عمر آدمی را می‌شود به همین صورت تفکیک کرد؟

مثلا کودکی، صبح باشد.

جوانی، ظهـر.

میانسالی عصـر

و پیری غروب. شب هم بشود وقت استراحت و رفتن از این دنیا.

فقط نمی‌دانم چرا گمان می‌کنم در این  چهل و اندی سالگی، آفتاب همچنان مستقیم! به سرم می تابد!؟

 

مـــــرور نوشت:

 + این روز را به خاطر بسپار

+ خبرا؟!

+ خرانه ^_^

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۳۲
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان چهارده

گاو حیوان مفیدی است. گفته شده یکی از هدف‌های اصلی اهلی کردن گاو، بارکشی بوده‌است. ( از نیروی فیل، شتر و اسب، بعد از گاو استفاده شد.)

نژادهای گاو بسیار زیاد هستند. طبق یک تقسیم بندی! سه نوع گاو داریم. 1- گوشتی  2-شیری  3-پوستی

نوع اول پرورش داده می‌شود تا برود کشتارگاه و گوشت قرمز فروشگاه‌ها و قصابی‌ها فراهم شود

نوع دوم را علوفه می‌دهیم و تیمار می‌کنیم تا شیرشان را بدوشیم و محصولات لبنی تولید شوند

نوع سوم هم صرفا برای ساخت توپ از پوستشان نگهداری می‌شود (حالا علاوه بر توپ صنایع دستی چرمی را هم اضافه کنید)

 

 

 

" هنگامی که خورشید در اوج حکمرانی خود در دل آسمان قرار دارد و بدن‌ها و گیاهان را می‌سوزاند، فراموش مکن که بعد از ساعات اندکی غروب خواهد کرد! "

 

 

و گاو  مرا یاد سینما و آقای بازیگرش هم می‌اندازد. خدایش بیامرزد.

نود و چهارسال، عمرکمی نیست. اگر شش سال دیگر دوام می‌آورد صاحبقران* واقعی می‌شد مرحوم عزت‌الله انتظامی.

*جسارتا قران را قَرن بخوانید. درست می‌شود.

 

 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۲۶
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان سیزده


بودن، یا نبودن مسئله این است آیا شایسته تر آن است که به تیر و تازیانهٔ تقدیرِ جفاپیشه تن دردهیم،

و یا تیغ برکشیده و با دریایی از مصائب بجنگیم و به آنان پایان دهیم؟

بمیریم، به خواب رویم و دیگر هیچ.

و در این خواب دریابیم که رنج‌ها و هزاران زجری که این تن خاکی می‌کشد، به پایان آمده.

این سرانجامی است که مشتافانه بایستی آرزومند آن بود.

مردن، به خواب رفتن، به خواب رفتن، و شاید خواب دیدن…

دیشب فیلم هملت رو تماشا کردم

 جالب بود بسی!؟

اگر فقط می‌شنیدی بدون دیدن،  تصاویر همان نمایشنامه در ذهنت شکل می‌گرفت همان جملات با همان شیوه ادبیات شکسپیر و

اگر بدون صدا تماشا می‌کردی اصلا گمان نمی‌بردی هملت تماشا می‌کنی! داستان اینبار در سال 2000 بازگو می‌شود... شهر و برج و بنز و ...

و

هیجان فیلم، دیدن بازیگران امروزی با گویش زمان شکسپیر - چهارقرن پیش!- است.

این صحنه، رویارویی روح پدر هملت است که راز مرگ خویش بدست برادرش را فاش می کند.

.

جالبتر اینکه فاکس و دریافت پیامها در فیلم امروزی، همان کار پیک و نامه در زمان اصلی را پیش می‌برد.

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۲۷
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان یازده


آخرهفته، نیت کردیم برویم زیارت اهل قبور

رفتیم و رفتیم به خروجی آنسو نزدیک شده بودیم که

با علامت سربازی ناچار به توقف شدیم. خواهرزاده راننده بود. یک لحظه هر سه - گرامی والدین و من- پرسیدیم مدارکت کامله؟ بیمه و سایر؟ سری تکان داد و پیاده شد. من و گرامی‌مادر عقب نشسته بودیم. سر برگرداندم ببینیم چه می شود.

 سرباز مدارکش را چک کرد و فرستادش سمت ساختمان پلیس راه. تقریبا پس از 5-6 دقیقه سرو کله خواهرزاده پیدا شد با یک برگه جریمه 60 هزارتومانی در دست

قبل از سوار شدن رفت سراغ سرباز و چیزی گفت و ... تا برگشت دوباره هرسه پرسیدیم چی شده بود؟

علت جریمه : نبستن کمربند ایمنی سرنشینان عقب!

حالا ماشین پراید خواهرزاده اصلا کمربند صندلی عقب نداشته!

گفته های سرباز جالبتر است...گویا تکلیف کرده‌اند 30 تا ماشین را متوقف نماید وگرنه دوساعت مرخصی آن روز را از دست خواهد داد و اضافه خدمت هم خواهد داشت؟!

گفته شده بیان تجربه‌ها به خردمندشدن عقل جمعی! کمک می‌کند. ما گفتیم شما بشنوید و

نخست: خودرویی ابتیاع نمایید که کمربندایمنی صندلی عقب هم داشته باشد

بعد: حتما کمربند ببندید جلو و عقب. بویژه در مسیرهای خروجی شهر

آخر: اگر هم فعلا آن ماشین را دارا نیستید، لاین دور به سربازهای کشیک را انتخاب نمایید برای عبور از پلیس راه‌ها (احتیاط واجب)

 


اضافه نوشت:

خداییش صله ارحام! هزینه‌بر شده... حالا فرقی ندارد دیدن زنده‌ها بروی یا اموات! (راستی یکی در بهشت‌رضا بستنی خیرات می‌کرد.بَه بَه.. خوشمان آمد بسی.

قبلا قاچ هندوانه هم رسیده بود. خنک و مفید. برای شادی روح اموات صلوات. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۸
همطاف یلنیـــز