خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد

آدمی سرزنده از یاد است، یاد... رمزِ عمرِ آدمیزاد ست، یاد!

خرمالـــوی یاد
آخرین مطالب

 سلام

پاییز نوزده

روزهای هفته گذشته را که مرور می کنم می بینم چقــــــدر ندانسته داشتم و دارم.

شنبه

آنقدر تنوع پرچم‌های کشورهای مختلف زیاد است که آدم فکر نمی‌کند آمده در یک مراسم معنوی شرکت کند بلکه انگاری آمده جام‌جهانی، فوتبال ببیند.

ص233 –به سفارش مادرم

و

گویا در مراسم اربعین امسال حدود ۲۳ میلیون نفر از ۵۰ کشور دنیا! شرکت کردند (حدود ۲۲ میلیون مسلمان و یک میلیون از ادیان دیگر) که حدود ۱۵ میلیون عراقی، فقط  ۲.۵ میلیون ایرانی.

۵ میلیون نفر از ترکیه، لبنان، کویت، افغانستان، پاکستان، هند و ۵۰۰ هزار نفر از کشورهای دیگر. 

  

یکشنبه

خواجه لولاک و سلطان رُسل ... مقتدا و رهنمای جزء و کل .

خواجه لولاک: این صفت که به پیامبر نسبت داده شده برگرفته از حدیث قدسی است  «لولاک لما خلقت الافلاک» ای پیامبر اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم.

و

این  Hayyak مهدی یراحی، خواننده اهوازی رو شنیدید؟ حیک حیک , حیک بابا حیک

حیک : آفرین به تو دست مریزاد (من بی‍خبرم ها، آنچه ترجمه شده بود آوردم)

 

 دوشنبه

سیم کارت گم شده تک عمه، به نام ارجمندبابا بید! گویا سالها قبل در یکی از سفرهای تک نفره  به ولایت! یک گوشی موبایل همراه سیم کارت برای تک عمه خریده بودند

 که این اواخر برای چندروزی گمان می‌شد مفقود شده.(بعد در آشپزخانه یافت شد گویا شارژ باتری تمام کرده و بی‌صدا در جوار آبکش! استراحت می‌کرده) تلفنی خواستند کدملی بدهم برای دریافت سیم کارت المثنی، که ندادم و گفتم به نام خودشان یک خط ابتیاع نمایند بی دردسر.

چو کاری بی فضول من بر آید...  مرا در وی سخن گفتن نشاید

 و گر بینم که نابینا و چاه است...  اگر خاموش بنشینم گناه است

 

 سه شنبه

دخترها (خواهرزاده‌ها) قصد سفر داشته بیدند. نخست سمت جنوب از شیراز گل و بلبل بگیر تا بوشهر و کیش که... نشد. بلیط قطار نبود و پرواز گران و اتوبوس و سواری خسته کننده

بعد حرف از مصر شد و کویرش. 

مصرِ ایران! که من نشنیده بودم!

که آن هم نشد. هم‌اکنون آنها در شمال به سر می‌برند سمت گرگان با ماشین شخصی!

 

چهارشنبه

یک بسته خمیر پیتزا 9595، خریدم و هر 4 تایش را امتحان کردیم (یک به یک البته. اولی روز قبل، سه تای دیگر یکی بعد از دیگری با مواد یکسان با درجه فر متفاوت) نشد که نشد

درجه فر 250 هم خمیر را پف کرده یا ترد نکرد!

...

بیمه تکمیلی آتیه‌سازان، سه ماه پس از دریافت مدارک! هزینه بیمه (رادیولوژی-آزمایش) را واریز خواهد کرد. پارسال که اینجوری نبود؟!

 

پنجشنبه

همراه خواهرزاده رفتم بازار. خرید چادرمشکی ساده سنتی: 200 هزار تومان (تقریبا کمترین قیمت چادر دوخته شده – خانه حجاب صدف - کریستال)

لااقل با چادر تازه، نونوار نشان می‌دهم. خوو کفش و شلوار و مانتوهای بازار (در خیابان راهنمایی و برج سلمان و قسطنطنیه) تقریبا 50درصد نسبت به بودجه‌ای که کنار گذاشته بودم گرانتر بود!

  

جمعه

از احوال همطاف اگر می پرسید اینکه همچنان منتظرم البته بی دردسر (گوش شیطون کر! یک ماهی هست که سردرد ندارم! گویا تمام این سالها!درد از معده بوده و گریبان سر را می‌گرفته و با مصرف قرص معده - دوبار در روز- سرم خلاص شد) .

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۷ ، ۲۰:۵۵
همطاف یلنیـــز

سلام

پاییز سیزده

 

نیاز به تغذیه و نیاز به تخلیه دو نیاز ضروری در زندگی ماست.

پس شد : ت-ت ... تغذیه-تخلیه

اگر خواسته باشم سرصبر حرف بزنم آدمیزاد تک بعدی نیست نیازهایش هم جسمانی است هم روحانی (روح-روان-جان)

درباره تغذیه و علم تغذیه  شنیدیم و خواندیم و به نسبت، همگی یک پا کارشناس تغذیه هستیم مثلا این اواخر همطاف یادگرفته برای پایین آوردن اوره می‌توان چای گزنه نوشید و کاهو و تربچه و هویج بیشتر خورد.

و تخلیه جسمانی را هم، همگی بلدیم. یادگرفتیم چطور از خلا (سرویس بهداشتی و سیفون و ...) استفاده کنیم. البته روش درست هنوووز همگانی نشده. (یک نگاه به توالت های عمومی بیاندازید متوجه خواهید شد)

برای تغذیه روحی هم، این جمله را زیاد شنیدیم که "کتاب، غذای روح است"

یکی از راه‌های ورود غذای جان به بدن، برای رشد و به کمال رسیدن،‌ شنیدن و دیدن کتاب و خواندن آن می‌باشد.

و گفته شده بعد از کتب آسمانی، مفیدترین کتاب‌ها بیوگرافی و شرح حال است.

الان نمی‌خواهم درباره چه بخوانیم حرف بزنم. فقط این را بگویم که با خواندن هرکتابی موافق نیستم (اینکه هر کتاب، ارزش یک بار خواندن را دارد به نظر من همانقدر احمقانه است که بگوییم هر خوردنی ارزش یک بار خوردن را دارد. والا)

الان می‌خواهم درباره ت دوم حرف بزنیم. تخلیه! (با این فرض که همگی پذیرفتیم بهترین تغذیه روحی، کتاب و مطالعه است) خب!  تخلیه روحی چگونه است؟

 

با خواندن و سفر و سایر روش‌های مطالعه، دانستنی‌های ما بیشتر می‌شود و بهتر می‌توانیم بنویسیم. شعر بسراییم. با کتابخوانی دامنه لغات ما بیشتر می‌شود بهتر می‌توانیم حرف بزنیم و سخنرانی کنیم

پس تا الان خروجی‌ها شد

 نوشتن (کتاب و مقاله و نقد)    شعر   سخنرانی

دیگر چه؟ اصلا شما به تخلیه روحی باور دارید؟ یعنی نیاز تخلیه را برای این نیاز تغذیه، لازم می‌دانید؟

 آیا حرف زدن و حرف زدن و حرف زدن کافیست برای تخلیه این انباشت تغذیه؟

 

زیاده عرضی نیست. والسلام

 

 

+ کتاب، بهترین غذای روح

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آبان ۹۷ ، ۱۲:۰۲
همطاف یلنیـــز

سلام

پاییز شش

بتازگی "کتاب‌باز" را تماشا کردم. (از شبک نسیم پخش می‌شود). چند قسمت از برنامه سری دوم را از تلوبیون دانلود کردم 

تکرار، نان روزانه است. این جمله را در همان برنامه شنیدم.

صبح شب پاییز بهار سرحالی بی حالی تولد مرگ گرما سرما ناهار شام میرزاقاسمی قیمه آبدوغ خیار مرغ و ... وقتی ناهارِ گرمِ امروزم آماده شد و سفره پهن کرده و با کاهو خردشده و دوغ خوردم یادم آمد بارها و بارها این لذتِ سیری را تجربه کردم فقط فراموش می‌کنیم .

می‌توانیم تکرار کنیم و لذتش را ببریم ها. امروز دوباره به خودم قول دادم برای ناهار و لذت غذاخوردن وقت بگذارم. خرید سبزی را فراموش نکنم و نان تازه هم

بدنبال گرمای آفتاب بعدازظهر، زودتر راهی خانه گرامی‌والدین شدم. همطاف از آفتاب تابستان فراریست ولی این گرمای آفتاب پاییزی آنهم در وزش باد را بس دوست می‌دارد.

قبل از ظهر که تلفنی با خواهرزاده حرف می‌زدیم همان ابتدا پرسید: خاله، چه می‌کنی؟

می‌توانستم بگویم سیب آماده می‌کنم برای مربا شدن یا پارگی پایین چادرم را می‌دوزم یا رادیو گوش می‌کنم . ولی مثل همیشه پاسخ دادم: زندگی 

چه با انگیزه بیدار شویم یا به اجبار. نان تازه بخوریم یا بیات. برای ناهارمان سراغ اجاق گاز و یخچال برویم یا حاضری و رستوران. فقط تی وی تماشا کنیم و کتاب بخوانیم یا به پارک نزدیک رفته ورزش و نرمشی... می گذرد

زندگی تکرار است منتهی تکرار هم زیباست. نیاز است. تکرار نان روزانه است. چه بهتر انتخاب کنیم هرروز متفاوت بگذرد. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۱:۵۶
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان هجده

نخست: مسابقه هفته را یادتان هست؟ از کی بپرسم؟

مرحوم نوذری اجرا می کرد! بیست سال پیش، آخر هفته‌ها پخش می‌شد.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۴۰
همطاف یلنیـــز

سلام

تابستان شانزده

صبح

 ظهر

 عصر

 

سه عکس بالا را، در سه زمان، حوالی شش صبح-دوازده ظهر و شش عصر! گرفتم.

گوشه پایینی توری پنجره را  موقتا باز کرده و با موبایل

دقت کردم! با زاویه یکسان در سه زمان ذکرشده، ثبت کنم

خُب به نظر شما، عمر آدمی را می‌شود به همین صورت تفکیک کرد؟

مثلا کودکی، صبح باشد.

جوانی، ظهـر.

میانسالی عصـر

و پیری غروب. شب هم بشود وقت استراحت و رفتن از این دنیا.

فقط نمی‌دانم چرا گمان می‌کنم در این  چهل و اندی سالگی، آفتاب همچنان مستقیم! به سرم می تابد!؟

 

مـــــرور نوشت:

 + این روز را به خاطر بسپار

+ خبرا؟!

+ خرانه ^_^

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۳۲
همطاف یلنیـــز